فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
364
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
براى پذيرائى از مهمانان خويش حضور نيافته بود به فرمان وى چند شخصيت برجستهء مملكتى براى خدمت و گفتگو با مهمانان در مجلس حضور داشتند . از جملهء اين شخصيتها ، هلو خان « 231 » ، سركردهء كردها كه در قسمتى از سفر قزوين به اصفهان با سفير همراه بود و امامقلى خان سلطان شيراز را مىتوان نام برد . توقف در اين پشتبام از پشتبام شب گذشته بسيار مطبوعتر بود زيرا جز نور ماه روشنائى ديگرى نبود . چون ساختمان بسيار بلند بود با اين كه شراب گروهى از حضار را گرم مىكرد هوا خنك بود . در اين شب گروهى از همراهان و خدمهء سفير نيز دعوت شده بودند و با اينكه همهء قاليها انباشته از تنگها و جامهاى شراب بود ، تنها تنقل موجود چند بشقاب گوجهء بسيار درشت بود كه در اسپانيا بخصوص در ايالت استرامادور نوع آن را هران ولاكوس « 232 » مىنامند و برخى بسبب آنكه اين ميوه بدترين و خشنترين نوع گوجههاست آن را ثقلآور يا دهقان تركان نام دادهاند . عجب آنكه همين گوجهها به ذائقهء بعضى بسيار خوش مىآمد ، شايد به علت اينكه اين نوع گوجه مرغوبترين گوجهء ايران است . در اين شب شاه كسى را فرستاد و از اينكه بسبب كسالت در مجلس حضور نيافته است عذر خواست اما بعدا دانستيم كه وى آن شب را در آخرين طبقهء همان عمارت با چندتن از زنان حرم در خلوت گذرانيده است . قسمت مهمى از اين مهمانى شبانه به تماشاى مناظر دلفريب چراغها و بىنهايت مردمى كه در ميدان گشت و گذار مىكردند گذشت . در ميان آنهمه ديدنيها زيباتر از همه چراغانى برجها و ديوارهاى قصرى بود كه با مشعلهاى پرنور بيشمار زينت شده بود و از دور منظرهاى بسيار زيبا را در نظر مجسم مىكرد . اين تفريح از آن نظر كه حضار اجازه يافتند زودتر مجلس را ترك كنند هرچه مطبوعتر شد . اين آخرين ضيافتى بود كه شاه با توجه بسيار در اصفهان براى سفرا ترتيب داد و ما بنحو احسن همهء خصوصيات آن
--> ( 231 ) به فتح اول و ثانى و سكون ثالث . ( 232 ) haranvellacos